نونوچه
~*چه خوش است پرواز بی پروا به اصل آفرینش*~
بسیاری از ایرانیها فکر میکنند کنکور پدیدهایست ایرانی که در سالهای اخیر به وجود آمده و بکار گرفته شده است. این در حالیست که یافتههای باستانشناسی نشان میدهد کنکور در هزاران سال پیش وجود داشته و حتی آنقدر رونق داشته که برای آن کتابهای طالعبینی گوناگونی نیز برای آن نوشته شده است. طالعبینی کنکور زیر توسط پروفسور میم فه بر اساس تطبیق آن کتابها با شرایط امروز کنکوریهای ایران و بر اساس ماههای شمسی تنظیم شده است: متولدین فروردین: متولیدن این ماه در زدن تستهای علوم انسانی تبحر دارند و می توانند تعداد 90 تست را در کمتر از ده دقیقه پرکنند. اگر متولد این ماه هستید از سرعت خود کم کنید و بیشتر دقت کنید. آیا فکر میکنید جلسهی کنکور مسابقهی اسبدوانیست؟ ضمنا بد نیست بدانید رکورد نمرهی منفی 30 مال یک فروردینی است که به خاطر حواسپرتی دو شبانه روز بود که دستشویی نرفته بود و سرجلسه داشت میترکید. آخرش هم ترکید! متولدین اردیبهشت: یک اردیبهشتی استعداد خاصی در پاسخ دادن به تستهای ریاضی دارد به شرط آنکه خوب درس خوانده باشد. در طالعبینی یونانی کنکور (کونکوروس هیفایسوس) به متولدین این ماه توصیه شده بود که به یاد داشته باشند مثلث سه ضلع دارد و اگر نمیتوانند این فرمول را یاد بگیرند از شرکت در کنکور ریاضی صرفنظر کرده و با توجه به ضریب هوشیشان در رشته هنر کنکور دهند. متولدین خرداد: خردادیها در طالعشان نوشته است الکی زور نزنند که در کنکور موفق نمیشوند. اما اگر راستکی زور بزنند حتما موفق میشوند. متولدین تیر: در طومار طالع بینی کنکور هندی (به زبان اصلی: هیندی محبت قانون پِندی کنکور نهی جوانی) طالع دختران تیری در کنکور خوب آمده است به شرطی که هر شب سرشان را حنای هندی بگذارند. این کتاب سالیان سال باعث رونق بازار حنای هندی در این کشور شده بود و مولف آن سرانجام به دست "دختران خانه ماندهی کچل" که یک گروهک تروریستی بود کشته شد. متولدین مرداد: در طالع مردادیها آمده است برای قبولی در کنکور باید دست از خیالپردازی بردارند. قرار نیست همه پزشک شوند. مگر پرستاری چه عیبی دارد؟ البته شما طالع کاردانی هوشبری دارید که اطلاعاتتان در حد کمک بهیاری است و نهایتا با این اوضاع بهتر است به سربازی یا خانهی بخت یا هرجای دیگر که میتوانید بروید، بروید. متولدین شهریور: نام شهریوریها با تجدید همراه است. این امر یک مساله امروزی نیست بلکه از دوران مصر باستان بوده است. آخن هوتب نخستین شهریوری عالم است که در طالع او دیده شد که تجدید خواهد شد و طالع بین مربوطه بلافاصله به درجه رفیع مومیایی نائل آمد. با این احوال شما طالع کنکور ندارید. متولدین مهر: شما اصلا طالع ندارید. اما آدم مهربانی هستید که البته این هم به درد کنکور نمیخورد. متولدین آبان: آبانیها انسانهای بینهایت موفقی هستند. به شرط آنکه بدبیاری نیاورند. در کنکور هم مواظب باشید بدبیاری نیاورید. یکی از بدبیاریها درس نخواندن است که متاسفانه به وفور برای آبانیها و دیگران پیش میآید. متولدین آذر: چهار هزار سال پیش، یک موبد زرتشتی پیشبینی کرده بود که ابرمرد دانشگاهی بزرگی در سرزمین پارسیان به دنیا خواهد آمد که جهانیان را انگشت به دهان خواهد کرد. او در مورد نام او صرفا به گفتن عوض... عوض... اکتفا کرده و سپس خودکشی کرده بود. شواهر و قرائن نشان میدهد این شخص دکتر عوضعلی کردان بوده است. طالع کنکور آذر (به معنای آتش) را به یاد این پیشگویی بزرگ از سالها پیش اینگونه قرار داده بودند. اگر آذری هستید قطعا در اخذ مدارک عالیه موفق خواهید شد به شرط آنکه به جای تحصیل به دنبال یادگیری جعل مدرک و پاچهخواری بروید. متولدین دی: شما آدم عاقلی هستید و به جای دانشگاه رفتن، آیندهی خوبی در سرکیسه کردن کسانی که دنبال یادگیری راههای میانبر برای رفتن به دانشگاه هستند؛ دارید. قدر این استعداد را بدانید. متولدین بهمن: طبع شما انقلابی است و در طالعتان آمده است که احتمال آنکه در جریان درگیریهای خیابانی و کودتا دستگیر شوید خیلی بیشتر از آن است که سر جلسه کنکور حاضر شوید چه رسد به آنکه قبول شوید. متولدین اسفند: متولدین این ماه بالاخره در کنکور قبول خواهند شد. اینکه این کار چند سال طول میکشد در هیچ طالعبینی معتبری نیامده است اما در شعری از ابوالعلا کنعوری به سیاهی دندان و سپیدی مو در این رابطه اشاره شده است. خود ابولعلا پس از 34 سال آزمون مداوم توانست در کنعور دانشگاه جامع بغداد رشتهی غسل میت قبول شود. نمیدونم در نگاه اول به این عکس چی با خودتون فکر می کنید با کمی ریشه یابی از این عکس در می یابیم که این بچه مشکل سینوزیت داره حالا از کجا می فهمیم؟! به چشمای این بچه دقت کنید اصولا بچه هایی که مشکل سینوزیت دارن همیشه مخاط بینی شون جاریه یا به قول عامیانه مهتابی شون روشنه ۱. رفتن به دستشویی و تخلیه مخاط. که این روش خیلی وقت گیره و اگه بخوان از این روش استفاده کنن باید ۲۴ ساعت در دستشویی به سر ببرن پس این روش خیلی کاربردی نیست ۲. استفاده از دستمال کاغذی. که این روش هزینه بر هست و اگه بخوان از این روش استفاده کنن روزی چند کیلو دستمال سبز تولید میکنن پس این روش هم خیلی کاربردی نیست ۳. و اما روش اخر اینه که مخاطشون رو مثه جارو برقی به سمت بالا بکشن که این روش سریع ترین و کم هزینه تریم روش هست پس اکثر کودکان از همین روش استفاده می کنن اما این روش یه بدی داره که چشمای کودک بعد از یه مدت تغییر رنگ پیدا می کنه و در اثر بالا کشیدن زیاد مخاط تبدیل به سبز مخاطی میشه در نتیجه این کودک مشکل سینوزیت داره و برای تخلیه مخاطش از روش سوم استفاده کرده که با این روز افتاده با لا رفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود قصه ی ما اصلا هم دروغ نبود! موضوع تبلیغ: صرفه جویی در مصرف برق پیام تبلیغ: در ساعات اوج مصرف برق از وسایل برقی پر مصرف استفاده نکنید نحوه ی تبلیغ در تلویزیون خارجی: ساعت ۸ شبه و هوا تاریکه. دختر خانم خوشگل و بوری رو میبینیم که داره از اپیلیدی استفاده میکنه و گویا داره واسه رفتن به جای مهمی آماده میشه. ساعت ۸:۳۰ . دختر خانم ۲رگه ای رو میبینیم با موهای زیتونی بلند و تیپ فشن که داره موهاشو wave می کنه و گویا اینم میخواد بره جایی ساعت ۹ شب. آقا پسر خوش تیپی رو میبینیم که داره موهاشو اطو میکنه تا سیخ و فشن بشه. گویا اینم داره میره جایی! ساعت ۱۰ شب. هر ۳ نفری رو که در صحنه های قبل دیدیم رو میبینیم که یکی یکی وارد سالن دیسکو میشن ساعت ۱۰:۳۰. اون ۳ نفر دارن تو دیسکو عشق و حال میکنن و فضای دیسکو پره از نورهای رنگی که ناگهان برق قطع میشه و حالشون اساسی گرفته میشه نحوه ی تبلیغات در تلویزیون ایرانی: ساعت 8 شب. حاج خانمی رو میبینیم که چادر گل گلی پوشیده و داره چادر سیاه شو اطو میکنه و گویا میخواد بره جایی ساعت 8:30 شب. حاج آقایی رو میبینیم که داره کفشا شو واکس میزنه تا بره جایی (پ.ن: شاید بگید واکس زدن چه ربطی به مصرف برق داره؟! خب این نکته ی انحرافیه قضیه ست آخه حاج آقا داره توی نور لامپ کفشاشو واکس میزنه!) ساعت 9 شب. شیخی رو میبینیم که حاج خانومش(همسرش) داره واسش توی آبمیوه گیری آب هندونه درست میکنه (یارو شیخه دیگه! توقع دارید شیر قهوه بخوره؟! تازه این خیلی با کلاسه که داره از آبمیوه گیری استفاده میکنه!) و حاج آقا شو آماده میکنه که بفرسته جایی ساعت ۱۰ شب. هر ۳ نفری رو که در صحنه های قبل حضور داشتن رو میبینیم که دارن میرن به مسجد محل ساعت ۱۰:۳۰. میبینیم که شیخه داره توی مسجد با میکروفون نوحه میخونه و همه گریه میکنن که ناگهان برقا میره
مکان: مطب یك پزشک ولنتاین ولنتاين لاتی: بتول: آقميتي، ميدوني امروز چه روزيه؟ ميتي: دست كم گرفتي ما رو مس كه! خب امروز سالگرد آزادي آق ميتي از زندونه ديه! بتول: نه بابا... امروز روز زيدبازي است... تو ام كه امام زيد بازايي...! ميتي: خدايي؟! پس كثافتكاري داريم امشب! بتول: اول كادو آق ميتي... ميتي: واستا... بگير اينو بپوش... خدايي كل مسجد شارو گشتم اينو پيدا كردم... از رنگ سبز فسفري خوشت ميومد ديگه؟! اينو بپوشي چه هلويي ميشي! بتركونيم؟! بتول: ايول! دمت فرت آق ميتي! خداييش خيلي آقايي! آخه كي ووولوووم تاين واسه زيدش مايو سه تيكه ميخره؟ ها؟ ميتي: دهه! اين جاي تشكرته عن تركيب؟ ميخواي يه جوري بزنم تو لگنت كه مثه اين مايو سه تيكه بشي؟! بتول: اصن ميدوني چيه؟ نخواستيم داداش... به ما اين غلطا نيومده... ميتي: گو ميخوري نميخواي! مگه منو تو چيمون از اين بچه سوسولا كمتره كه ووولوم تاين ميگيرن واسه هم؟ بتول: باشه باااااشه! نمودي... ميتي: آها ايول حالا شد! لبو بده بياد.... جووووون قطعه ولنتاينيه ! چهارده فورﻳة المبارك! روز شهادت! كشيش ولنتاين دو تا جوونِ جَو زده تو كافه سفارش قهوه ميدن با سان شاين پسره ميپرسه خوبه حالت گُلم؟ طرف مي گه فدات بشم ! I am fine يه توله خرس هديه مي ده به بانو جيغ ميزنه: چه نازه واقعا" !mine?1 يه كارت پستال كه با خط ميخي نوشته روش: !From your valentine خلاصه بلغور ميكن انگليش مثل يه طوطي كه مقابل آين... ( جا نشد اونجا "هاي" غير جيمي! امون از اين قافيه لحيمي ) هست عزيزم اين سوسول بازيا مخصوص اون آب و هواي آلپاين2 مرد اونه كه كار بكنه روز و شب عرق بريزه پاي داس و كمباين نه اينكه رختخوابشو تو چت روم بندازه و هميشه باشه آن لاين يا كه خلاف بشه خدا نكرده بره تو خط مسكرات و شامپاين مي خواي ببيني عشق واقعي رو؟ بشين پاي فيلم ز كرخه تا راين! این عکسی که مشاهده می کنید یه ویولن بسیار خوشگله که از شیشه ساخته شده فکر کنم کناره هاش الماس داره البته شاید برای این که خرجش زیاد نشه از این بدلی ها باشه ولی در هر صورت خوشگله دیگه یه دختر ویولنیست و هنرمند مثله من:واااااااااااای چه ویولن خوشگلی یه مرد ویولنیست مثله استاد من:جلل خالق! چه چیزایی درست میکنن یه پسر ۱۸ ساله:وااااااااااای چه خانم محترم و زیبایی! یه مرد میانسال:به به چه ظریف چه زیبا! نگاه کن چین چی کار میکنه! یه پیر مرد:عجب خانوووم با شخصیتی! با مو ازدواج مو کنن؟ یه دختر جوون:چه باکلاس چه خوشگل! به dady میگم یه دونه از اینا برام بخره تا از فردا برم کلاس ویولن آخه خیلی خوبه! ویولن خیلی کلاس داره! یه خانم میانسال: این تبلیغ ویولنه یا تبلیغ خانم خوشگله؟ یه پیر زن: ای ننه جون این چیزا مهم نیس که! مهم تفاهمه ماشینای پشت سرم دارن بوق میزنن باید برم جلو. یه سوژه خنده باحال پیدا کردم خب حالا میرم یه کم جلوتر. کنارم یه پراید وایستاده که راننده اش یه آقای دماغ گنده است مهم نیست اونو ولش کنید حالم به هم خورد حالا دیدید وقتی توی ترافیک گیر کردید چه همه سوژه خنده میتونید پیدا کنید کی گفته ترافیک همیشه بده؟! به نظرمن اصلا این طور نیست برای این که بهتون ثابت کنم امروز اومدم به یکی از مناطق شلوغ و پرترافیک شهرمون و منتظرم به یه توده ی ترافیکی. ای بابا! به به! اه چی شد؟! من:سلام جناب پلیس چیزی شده؟ خطایی از من سر زده؟ پلیس:یعنی شما نمی دونید داشتید با سرعت ۱۸۰ تا گاز میدادید؟ نمی بینید اون جلو ترافیک شده؟! ـــ نگوووووووووو پلیس زیرلب:((خدا شفاش بده!)) ـــ حالا گواهی نامه دارید؟ ـــ بله بفرمایید ـــ این ماله چند قرن پیشه؟! احیانا مال جد تون نیست؟! ـــ نه جناب مال خودمه.تقریبا مال ۲۳ سال پیشه.مگه چیزی شده؟ ـــ نه!!! فقط شما باید خیلی وقت پیش عوضش می کردید ـــ ای بابا اون زمان که من میخواستم گواهی نامه بگیرم شوماخر خودش اومد دو دستی گواهی نامه مو تقدیم کرد. دلم نمیاد عوضش کنم تازه کسی که از دست شوماخر گواهی نامه گرفته احتیاجی به تعویض اش نداره ـــ بله شما کاملا درست میگید. ـــ آقای پلیس خواهش می کنم منو عفو کنید. خب من باید از کجا شوماخر رو پیدا می کردم تا گواهی نامه مو تعویض کنه؟! ـــ احتیاجی به پیدا کردن شوماخر نبود شما میتونستید با مراجعه به پلیس+۱۰ گواهی نامه تونو تعویض کنید ـــ دیگه کارش نمیشه کرد هر کی خربزه eating کنه پای لرزش هم sitting کنه. خب با عرض معذرت نتونستم از اون توده ی ترافیکی گزارش تهیه کنم ولی نگران نباشید به محض این که ماشین مو از پارکینگ تحویل بگیرم میام برای تهیه ی گزارش فعلا بای این مطلبی که این دفعه میخوام بذارم رو دوست عزیزم تینا جون نوشته و بهم اجازه داده که بذارمش تو وبلاگم تا شما هم فیض ببرید ازش خیلی تشکر میکنم با سلام! من تینا هستم گزارشگر سمپاد.امروز اومدم تا چند تا اصطلاح بهتون یاد بدم.اصطلاح اول تار عنکبوتیسم هست که در نظر اول هیچ ربطی به ترافیک نداره اصطلاح بعدی آنتی آرامشسیم است آنفاکتوسیسم حاد:نوعی حالت سر درد توام با درد قفسه سینه،حالت تهوع،سرگیجه و ... جنون محض:دیگه طاقتم تموم شد این مبحث دیگه تو قالب اصطلاح و لغت و غیره نمی گنجه. رک و راست بگم هر کدومتون که لااقل یکی دو بار پشت ترافیک مونده باشین و عجله هم داشته باشید به این درجه از احوالات جنون آمیز مبتلا می شید که بی رودروایسی و روم به دیوار اسمش جنون محضه حالا یک نوع درمان که برای این اصطلاحات جنون آمیز توصیه میشه بوق درمانی هست دیوانه ای از قفس پرید: امیدوارم که خوشتون اومده باشه فعلا بای در اولین روز شروع مدرسه ها گفتم بیام با یکی از بروبچز مصاحبه کنم و ببینم چه حسی داره: من:شلاااااااااااااااام چطولی؟ رفیق گرامی:اصلا خوب نیستم یعنی چی هنوز باد تابستون به سرمون نخورده باید بیایم مدرسه _دلت چه قدر برای مدرسه تنگ شده بود؟ _اصلا حتی بگو یه ذره شاید دلم برای دوستام تنگ شده بود اما مدرسه رو که میبینم حالم بهم میخوره _مدرسه رو چه قدر دوست داری بذار بهت گزینه بدم؟ 1-یه عالمه اندازه ی یه قابلمه 2-اندازه یه شیرجوش 3-اندازه یه قهوه جوش 4-اندازه یه قوری _هیچ کدوم. اصلا دوسش ندارم! _هندونه رو بیشتر دوست داری یا خربزه؟ _هندونه _خب الان که فصل هندونه داره تموم میشه؟ _خب بشه _تلویزیون رو بیشتر دوست داری یا کامپیوتر؟ _خر باحال تره یا الاغ؟ _با هم فرقی نمی کنن ولی خر روتین تره _تا حالا دیدی کسی کون بچه رو بکنه توی روغن داغ؟ _نه!! مگه یه همیچین چیزی هم هست؟!! _خواهر باحال تره یا داداش؟ _هر دوشون تحفه ان ولی داداش باحال تره _وبلاگم چه جوریه؟ باحاله؟! _خوبه اما بعضی از مطالبش طولانیه منم اصلا حوصله خوندن ندارم _نظرت راجب وبلاگ و وبلاگ نویسی چیه؟ _سرگرم کننده ست اما چت بهتره، رابطه راحت تره
اما مهم نیست چون بعد از خوندن تفسیرات من درباره ی این عکس نظرتون به کل عوض میشه![]()
خدمت تون عرض میکنم دیگه![]()
چه رنگیه؟ چشمای این کودک سبز مخاطی( یا با عرض معذرت همون سبز kheli
) می باشد و این رنگ چشم تنها یک دلیل میتونه داشته باشه اونم اختلالات سینوزیتی هستش
این کودکان برای تخلیه مخاطشون ۳ راه دارن:![]()
اگه بی مزه بود به بزرگی خودتون ببخشید آخه خودم نوشتمش
لطفا اگه ازش خوشتون اومده و میخواید بذاریدش توی بلاگتون منبع رو هم ذکر کنید
شخصیت ها: دختر خانومی جوان و یک دکتر دارای دکترای افتخاری از دانشگاه هاروارد در رشته جلبک شناسی ![]()
دکتر: میدونستید هزینه این عمل چیزی در حدود بودجه یک سال کشور گینه بیسائو هست؟
دخترجوان: بله آقای دکتر بابام بهم قول داده بود اگه کنکور قبول بشم خرج جراحی پلاستیکم رو بده.
دکتر: میخواهید عمل کنید پس؟
دخترجوان: آره دیگه. خوب میدونید مشکلات برای یه دختر دم بخت خیلیه. همش میگن صورتش کجه دماغش درازه چشماش کوچیکه صورتش لاغره و از اینجور حرفها.
دکتر: خطراتش رو میدونید؟
دخترجوان: نه! مگه خطری هم داره؟
دکتر: خب شما میخواهید چه عملی بکنید؟
دخترجوان: گونه هام و پلک هام و پوستم و زیر گردنم رو و چربی های بدنم رو ساکشن کنم.
دکتر: هفتاد ساعت بیهوشی داریم. هشت ماه دوران نقاهت و رژیم غذایی خاص مثلا هر روز باید یک لیوان روغن کرچک بخورید و مقادیری برگ درخت نارنج و ممکنه تا آخر عمر در حالت اسهال اونهم از نوع بدخیمش بمونید تازه اگه از هفتاد ساعت بیهوشی جان سالم به در ببرید و تو اون ساعت ها حافظه خودتون رو از دست ندید. ممکنه اسم خودتون رو فراموش کنید و خانواده خودتون رو نشناسید.
دخترجوان: ( با کمی تردید) اون وقت خوشگل میشم؟ میتونم شوهر کنم؟
دکتر: امکانش هست باید ببینیم بدنتون چقدر جواب میده.
دخترجوان: من حاظرم بخاطر اینکه روی اون دختر خالم رو که دماغش رو عمل کرد کم کنم همه خطراتش رو قبول کنم.
دکتر: باید یه فرم پر کنید که تمام عوارض عمل رو به عهده میگیرد و در صورت بروز هر اتفاقی هیچ مسئولیتی به گردن ما نیست. میدونید که بهداشت جدیدا خیلی سخت میگیره.
دخترجوان: همش رو ندید امضا میکنم تو فقط منو خوشگل کن دكتر تا بتونم با یه جوون خوش تیپ ازدواج کنم.
دکتر: جدیدا بر اثر تحریم ما از مواد داخلی استفاده میکنیم شما که مشکلی ندارید؟
دخترجوان: مثلا چی؟
دکتر: مثلا به جای سیلیکون ممکنه از چوب پنبه استفاده کنیم و یا از غضروف مرغ برای شکل دادن به دماغ شما و برای سفیدی پوستتون از گچ ساختمانی استفاده کنیم و برای سفت کردن سینه هاتون از سیمان سفید. شما که مشکل ندارید؟
دخترجوان: اون وقت دماغم صاف میشه؟
دکتر: به شرطی که مثل اون دفعه شاغول مش غلام خراب نباشه و طراز باشه.
دخترجوان: یعنی اون وقت خوشگل میشم؟
دکتر: اگه جناب عزراعیل بی موقع سر و كله اش پیدا نشه بعد از این عمل آره.
دخترجوان: خب پس زود منو عمل کنید آقای دکتر.
دکتر: خب برید تو اتاق بغلی تا بیهوشتون کنند.
دکتر: آخ راستی یادم رفت ما ماده بیهوشی نداریم تو اون اتاق با یه بیل میزنند تو سرتون تا بیهوش بشید لطفا جیغ نزنید چون ما هنوز مراحل مجوز گرفتنمون از بهداشت سپری نشده خودتون که میدونید اینروزها چقدر سخت مجوز درمانگاه زیبایی میدن.
دخترجوان: مرسی، باشه نترسید قول میدم جیغ نزنم، ولی آقای دكتر شما هم باید قول بدی كه من خیلی خوشگل بشم ها.
دکتر: ممنون.
چند لحظه بعد : بدلیل موجود نبودن بیل ناچارا با ابزاری شبیه كلنگ این بیهوشی انجام شد كه در نتیجه دختر نتوانست به قولش عمل كند و متاسفانه پس از كشیدن جیغی بلند بلافاصله به خواب ابدی فرو میرود. خدایش بیامرزد که در حسرت زیبایی ناكام ماند و خلاصه دار فانی را وداع گفت. و این درس عبرتی شد برای دیگر دختران زیبا پسند تا به متد های زیبایی عصر حاضر زیاد اعتماد نكنند.
یعنی شما حاضرید به خاطر احمدی نژاد برید زندان؟! پس لطفا وقتی دارید واسه احمدی نژاد جک میسازید مراقب خوتون هم باشید

خب حالا براتون نظر افراد مختلف راجب این عکسو توصیف میکنم:
منم از اینا میخوام![]()
![]()
البته ظاهر اصلا مهم نیست مهم اینه که ویولن خوش صدا و خوش دست و نرم و سبک و ... باشه
اگه یه دونه از این ویولن ها بخریم اون خانمه رو بهمون اشانتیون میدن؟![]()
![]()
![]()
![]()
زمان ما از این جور چیزا نبود ولی زن و شوهر تفاهم داشتن
ایشالله به پای هم پیر شن![]()
بالاخره ماشین مو از پارکینگ در آوردم
حالا اومدم به همون خیابون شلوغ تا براتون گزارش تهیه کنم
خب خوشبختانه این دفعه زود به یه توده ی ترافیکی رسیدم حالا یه کم دور و بر مو نگاه می کنم تا یه سوژه خنده پیدا کنم
آها ماشین بقلی یه ماکسیما ست که راننده اش یه پسره تیریپ فشنه ۳ تا دختر یا تیریپ خفن هم نشستن تو ماشینش.آخه چه خبره یه پسر با ۳ تا دختر؟! زمان ما پسرا حتی جرئت نمی کردن به دخترا نگاه کنن
اون موقع ها دخترا واسه خودشون یه پا جکی چان و بروسلی بودن اگه کسی چپ بهشون نگاه می کرد جفت پا میومدن تو دهنش فک شو میاوردن پایین
یه کم جلوتر یه سمند وایستاده که راننده اش یه پیرمرده پشت سر راننده هم یه خانم چادری نشسته که یه نی نی کوچولو تو بغلشه
این نی نی گرامی داره با کله ی راننده بازی می کنه،فکر کنم میخواد موهاشو بکشه ولی خبری از مو نیست
کله آقاهه مثله کویر لوته حتی یه شیوید هم روش پیدا نمی شه![]()
اِه اِه داره چی کار میکنه؟!
واقعا که ...!
آقاهه خجالت نمی کشه دست شو تا مچ کرده تو دماغش به طوری که داره مغز شو لمس میکنه
ولی مگه این آقاهه هم مغز داره؟!![]()
یه کم جلوتر یه رنو سفید وایستاده که راننده اش یه پسر جوونه. آخی فکر کنم مخش تاب داره آخه عینک آفتابی زده در صورتی که الان شبه
لابد فکر میکنه خیلی خوش تیپه اگه عینک شو بر داره از خوشگلی اش کم میشه!![]()
![]()
همین یه دفعه که میخوام توی ترافیک گیر کنم خیابون خلوت شده ولی این خیابون حتما ترافیک داره مطمئن باشید رد خور نداره.![]()
یک توده ی ترافیکی عظیم در فاصله ۱۵۰ کیلومتری خودم میبینم.الان گازشو می گیرم که ایکی ثانیه ای برسم بهش.![]()
مثل این که پلیسه!
داره علامت میده میگه نگه دار! مگه من چی کار کردم من خیلی معصوم و هم چنین مقرراتی هستم![]()
![]()
![]()
جناب پلیس من داشتم گاز میدادم که زودتر به اون توده ی ترافیکی برسم![]()
![]()
![]()
![]()
حالا من ماشین شما رو به پارکینگ منتقل می کنم تا بفهمید تعویض گواهی نامه لازمه یا نه! هم چنین این جا خیابونه نه پیست مسابقه!![]()
![]()
![]()
حالا بریم سر اصل مطلب یا گزارش:
اما اگه چند لحظه ای پشت ترافیک مونده باشین حتما احساس مگسی بهتون دست میده که توی تار عنکبوت گیر کرده و نه راه پس داره نه راه پیش و هر چی بیشتر وول بزنه بیشتر می چسبه.![]()
که یعنی نوعی ضد آرامش یا به عبارتی استرس به معنای واقعی که در گرمای ۳۶۰ درجه فارنهایت که حتی شلوارتون هم خیس میشه البته از شدت عرق و پاتون می چسبه به پدال و منتظر لحظه ی پرواز هستید و کلا هنگام موندن پشت ترافیک رخ میده
که خلاصه جونم براتون بگه که مرگ رو جلوی چشماتون احساس میکنید و به عبارتی همون پشت ترافیک موندن
یعنی حالتی که وقتی از شدت یاس و ناامیدی پشت ترافیک وایستادین و هی بوق میزنین و هی فحش نثار تون میشه براتون رخ میده در ضمن نرود میخ آهنین بر سنگ!![]()
بله همین جور که فهمیدید این اصطلاح آخرش ((یسم)) نداره دلیل اش هم در حد مخ شما نیست![]()
البته توی این یکی جک نیکلسون بازی نمی کنه بلکه بازیگر نقش اولش خودتون هیتین که پشت ترافیک موندین و شمارش معکوس شروع شده، چشماتون از حدقه در اومده، نبضتون از ۳۰۰ تا در ثانیه هم زده بالا تر و همچین که راه باز میشه آنچنان پاتونو روی پدال گاز فشار میدین که دقیقا میشه مصداق دیوانه از قفس پرید![]()
والا چند وقته که به من مصیبتی وارد شده و واسه همین دیگه حس طنز نوشتن ندارم ولی اگه بخواید واستون مطالب گریه دار مینویسم که اشکتون در بیاد البته مطالب گریه داری که من مینویسم حرف ندارن با ۱۰ کیلو آدامس هم نمیشه باهاشون مقابله کرد![]()
عرفان ، عرفان میخونم با دلی شاد ** اینم کادوی جشن ات تولدت مبارک باد
دلت شاد و لبات خوش چون گل پرخنده باشی ** بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی
راستش اول من این شعره رو گفتم بعدش رضایا و 2afm اومدن از شعر من اقتباس کردن
تازه کلی شعر دیگه برای خانم همتی معلم تاریخ قلبی مون گفتم امسال معلم تاریخ مون عوض شده به جای همتی، شهیری اومده منم این شعرا رو برای همتی گفتم:
دلارو شکوندی ** برو حالشو ببر
با ما نموندی ** برو حالشو ببر
شهیری آوردی ** برو حالشو ببر
با ما نساختی ** برو حالشو ببر
***********************
همتی ای عشق ما
نرو بیا
نمی تونیم به خدا
نمی تونیم به خدا
***********************
دیدی اونم رفت
همتی تنهات گذاشت رفت
تو موندی و شهیری و نمره های گند پیش رو
***********************
این شعره رو با اقتباس از هنا کمرون گفتم:
hema hema ti
emsalo naro
hema hema ti
az pisham naro
sabr kon beravim
sabr kon beravim ma
dige dige koshti ma ro
hema hema ti
![]()

_فرقی نداره مهم سرگرم شدنه


| Design By : Night Skin |


