نونوچه
~*چه خوش است پرواز بی پروا به اصل آفرینش*~
نمیدونم در نگاه اول به این عکس چی با خودتون فکر می کنید با کمی ریشه یابی از این عکس در می یابیم که این بچه مشکل سینوزیت داره حالا از کجا می فهمیم؟! به چشمای این بچه دقت کنید اصولا بچه هایی که مشکل سینوزیت دارن همیشه مخاط بینی شون جاریه یا به قول عامیانه مهتابی شون روشنه ۱. رفتن به دستشویی و تخلیه مخاط. که این روش خیلی وقت گیره و اگه بخوان از این روش استفاده کنن باید ۲۴ ساعت در دستشویی به سر ببرن پس این روش خیلی کاربردی نیست ۲. استفاده از دستمال کاغذی. که این روش هزینه بر هست و اگه بخوان از این روش استفاده کنن روزی چند کیلو دستمال سبز تولید میکنن پس این روش هم خیلی کاربردی نیست ۳. و اما روش اخر اینه که مخاطشون رو مثه جارو برقی به سمت بالا بکشن که این روش سریع ترین و کم هزینه تریم روش هست پس اکثر کودکان از همین روش استفاده می کنن اما این روش یه بدی داره که چشمای کودک بعد از یه مدت تغییر رنگ پیدا می کنه و در اثر بالا کشیدن زیاد مخاط تبدیل به سبز مخاطی میشه در نتیجه این کودک مشکل سینوزیت داره و برای تخلیه مخاطش از روش سوم استفاده کرده که با این روز افتاده با لا رفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود قصه ی ما اصلا هم دروغ نبود! آتاري دوباره مد شده است! اگر چند سال پيش اين را به کسي ميگفتي باور نميکرد. نسل جديد بازيهاي کامپيوتري خانگي آنقدر رشد کرده و پيشرفته شدهاند که ديگر فکر کردن به دستگاه آتاري و آن دسته کذايياش هم خندهدار به نظر ميرسيد. اما اين يک واقعيت است. حالا خيلي از کاربران اينترنت با ديدن لينک دانلود بازي River Raid (آن هواپيما که راست شکماش را ميگرفت و بالا ميرفت و جادهاش هي باريکتر ميشد)، نيششان باز ميشود و روي لينک کليک ميکنند. يا با ديدن اين بازي در گوشي موبايل دوستشان، از او ميخواهند بازي را برايشان بلوتوث کند. بله، آتاري دوباره مد شده است. همان دستگاه قديمي که اولين دوست کامپيوتري نسل بچههاي پس از انقلاب به حساب ميآمد، و سراسر تابستانهاي خيلي از ما را با فشردن دستههاي سياه رنگش پر ميکرد. آن وقتها کوچک و هيجانزدهتر از آن بوديم که درباره منشا پيدايش اين بازي و تحولي که داشت در دنياي ما و حتي روزگار آدمبزرگها ايجاد ميکرد، فکر کنيم. تنها سوالات درباره خود بازيها بود و معدود دانستههامان از آتاري، افسانههايي بود که از ديگران شنيده بوديم. مثل اينکه: اگر تا آخر بازي هواپيما بروي، شرکت آتاري فلان جايزه را به تو ميدهد! و همينها بود که باعث ميشد بيشتر پاي تلويزيونهاي سياه و سفيد آن روز وقت بگذاريم و ديوانهوار به سمت در و ديوار شليک کنيم! تولد آتاري و بقيه ميگويند بازيهاي کامپيوتري با الهام از ماشينهاي سکهاي که خيلي سال پيش مد شده بودند، به وجود آمدند. JukeBox که در سال 1948 به يکي از اين ماشينهاي مهم و معمول تبديل شد، مثالي براي اين سرچشمه است. قبل از آن هم PinBall بود که حتماً نمونه ديجيتالياش را در ويندوز کامپيوترتان ديدهايد. اما صنعت بازيهاي کامپيوتري در دهههاي 60 و 70 ميلادي متولد شد، هرچند که در اين زمان گسترده نشد. در سال 1961 يک گروه دانشجوي جوان مدارس MIT، تصميم گرفتند برنامهاي بنويسند که يک داستان را روايت کند. بعد يکيشان پيشنهاد ساخت بازي را داد. اين پروژه يک سال بعد به پايان رسيد و Spacewar! نام گرفت. اين بازي از يک گوه و سوزن تشکيل شده بود که دو پلير تا نابود کردن يکديگر با هم ميجنگيدند. اين گروه Spacewar! را به صورت يک برنامه براي کامپيوترهاي PDP عرضه کردند که به زودي در دنيا معروف شد و شرکت Atari هم کامپيوتري براي اين بازي ساخته و رسماً وارد عرصه شد. گفتني اينکه تا مدتها نسل اول بازيهاي کامپيوتري به صورت سالني (دستگاههاي سکهاي) بودند و امکان خانگيشدن دستگاهها بعدها فراهم شد. داستان آتاري ميگويند «آتاري» در زبان ژاپني به معناي وضعيتي در روند بازي است که در آن، رقيب در چالش ميافتد؛ چيزي مثل «کيش» در شطرنج. «نولان بوشنل» (Nolan Boshnel) خالق بازي مشهور «پونگ» (پينگپونگ، در تيوي گيم) و به وجود آورنده شرکت آتاري است که در سال 1975 رسما آغاز به کار کرد. در واقع استقبال بيش از حد از بازي پونگ، بوشنل را به اين فکر انداخت تا دستگاهي خانگي طراحي کند که قابليت اجرا را داشته باشد و مردم در خانههايشان هم با پونگ سرگرم شوند. اماآتاري 2600، اولين کنسول بازي قابل برنامهريزي که «سيستم فيلمهاي رايانهاي» (vcs) نام گرفت، در اکتبر 77 وارد بازار شد تا دنياي بازي کودکان و نوجوانان را با فناوري آشنا کند. اين دستگاه شامل شش کليد روي يک اتصال چوبي، دو دسته فرمان (joystick) و يک کنترل کننده بود. اين دستگاه همزمان با آغاز فصل خريدهاي کريسمس وارد فروشگاههاي آمريکا شد و اول نتوانست موفقيت چشمگيري داشته باشد. طوري که صد هزار نمونه از دستگاه (که 250 دلار قيمت داشت) حتي نتوانست يک خريدار پيدا کند و در انبار فروشگاهها خاک خورد. مشکل اصلي اين عدم اقبال در انتخاب بازيهاي محدود بود. درحقيقت در زمان عرضه، اين محصول تنها 9 بازي جديد ارائه کرده بود. اما بعد با ورود بازيهاي جديد و متنوع، شرايط تغيير کرد و آتاري روزبه روز فراگيرتر شد. کاهش فروش محسوس آتاري از اواسط دهه 80 و از زماني که «رايانههاي خانگي» مثل «اپل 2» و «کمودور 64» وارد بازار شدند، آغاز شد. هرچند هنوز فروش آتاري (که در طول اين سالها در نسخههاي بهروز شده عرضه ميشد) هنوز 30 ميليون برابر بيشتر از اين دو مدل رايانه خانگي بود. سال 1981 يک سال مهم براي آتاري و بازيسازي هم بود. براي اولين بار يک شرکت ديگر براي يک کنسول بازي ساخت. تا اين زمان همه بازيها توسط خود شرکتهاي طراح کنسول ارائه ميشدند. به اين ترتيب استوديوهاي بازيسازي زيادي شکل گرفتند و نتيجه آن شاهکارهايي مانند River Raid است که هنوز همه آتاري را با نام آن ميشناسند. آتاري، سي سال بعد در سال 1983، وضع بازار بازي بسيار خراب شده بود. استوديوهاي بازيسازي زيادي مشغول به کار بودند و تعداد بازيها بسيار بيشتر از تعداد خريداران و گيمرها بود! بنابراين بسياري از شرکتها ورشکسته شدند و به نظر ميرسيد صنعت بازيسازي در حال ور افتادن است. اما در سال 1984 آتاري با عرضه کنسول آتاري 7800 خود همه را متعجب کرد. بازيهاي مشهور 2600 با کيفيت بسيار بهتري در اين کنسول نمايش داده ميشدند و همين موضوع باعث اوج گرفتن دوباره شرکت شد. تا اين که درسال 1986 نينتندو هم کنسول NES خودش را عرضه کرد که توانست رقابت بسيار خوبي با آتاري 2600 که هنوز ارزانترين و محبوبترين کنسول بود، داشته باشد. رقابت نزديک بين آتاري و نينتندو باعث شد سال 1987 يکي از پربارترين سالها در طراحي بازي باشد و ناگهان اين صنعت مرده، تحرک فوقالعادهاي پيدا کرد. البته سرانجام توليد آتاري در سال 1991 و پس از 14 سال از حضور اين ابزار سرگرمي، متوقف شد. اما از آن زمان تاکنون هيچ کنسول بازي نتوانسته است جاي آتاري را بگيرد و ياد و خاطره آتاري براي هميشه در ذهن زنان و مردان تمام دنيا که اوقات فراغت دوران كودكي و نوجواني خود را در دهههاي 70 و 80 با نشستن در مقابل صفحه تلويزيون و بازي با آتاري پشت سر گذاشتهاند، زنده خواهد ماند. حالا بيش از 32 سال از تولد آتاري گذشته و اين پديده وارد فرهنگ يك نسل شده؛ چنان كه نكتههاي جالبي مثل اين را زياد ميشود پيدا كرد: اعضاي يک باند ۱۰ نفره كه در طي سالهاي گذشته به دهها کودک در شهرستان دهدشت تجاوز ميکردند، به سردستگي شخصي معروف به «ممد آتاري» فعاليت ميكردند مهرناز جون هم رفت تا چند نفر دیگه زنده بمونن. اما بچه های تیم ملی نوجوانان جودو کشورمون رفتن تا یه عده دیگه جاشونو بگیرن اما به نظرتون اونایی که قراره بیان میتونن جای اونا پر کنن؟! به نظر من که نه یه مطلب راجب هواپیمای توپولف که چند روز پیش سقوط کرد و تیم ملی جودو نوجوانان هم توش بود رو گذاشتم توی ادامه مطلب بخونیدش جالبه چون یه کم طولانی بود با فونت درشت نوشتم که چشم درد نگیرید
اما مهم نیست چون بعد از خوندن تفسیرات من درباره ی این عکس نظرتون به کل عوض میشه![]()
خدمت تون عرض میکنم دیگه![]()
چه رنگیه؟ چشمای این کودک سبز مخاطی( یا با عرض معذرت همون سبز kheli
) می باشد و این رنگ چشم تنها یک دلیل میتونه داشته باشه اونم اختلالات سینوزیتی هستش
این کودکان برای تخلیه مخاطشون ۳ راه دارن:![]()


ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



