تبليغاتX
نونوچه


نونوچه

~*چه خوش است پرواز بی پروا به اصل آفرینش*~

پیزوری ها
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:31 توسط نیلوفر| |

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:58 توسط نیلوفر| |

این داستان که میبینید به روایت تصویر می باشد و کاریست از مانا نیستانی بقیه داستان در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 11:26 توسط نیلوفر| |

شلااااااامبالاخره ماشین مو از پارکینگ در آوردمحالا اومدم به همون خیابون شلوغ تا براتون گزارش تهیه کنمخب خوشبختانه این دفعه زود به یه توده ی ترافیکی رسیدم حالا یه کم دور و بر مو نگاه می کنم تا یه سوژه خنده پیدا کنمآها ماشین بقلی یه ماکسیما ست که راننده اش یه پسره تیریپ فشنه ۳ تا دختر یا تیریپ خفن هم نشستن تو ماشینش.آخه چه خبره یه پسر با ۳ تا دختر؟! زمان ما پسرا حتی جرئت نمی کردن به دخترا نگاه کنناون موقع ها دخترا واسه خودشون یه پا جکی چان و بروسلی بودن اگه کسی چپ بهشون نگاه می کرد جفت پا میومدن تو دهنش فک شو میاوردن پایین

ماشینای پشت سرم دارن بوق میزنن باید برم جلو. یه سوژه خنده باحال پیدا کردمیه کم جلوتر یه سمند وایستاده که راننده اش یه پیرمرده پشت سر راننده هم یه خانم چادری نشسته که یه نی نی کوچولو تو بغلشهاین نی نی گرامی داره با کله ی راننده بازی می کنه،فکر کنم میخواد موهاشو بکشه ولی خبری از مو نیست کله آقاهه مثله کویر لوته حتی یه شیوید هم روش پیدا نمی شه

خب حالا میرم یه کم جلوتر. کنارم یه پراید وایستاده که راننده اش یه آقای دماغ گنده استاِه اِه داره چی کار میکنه؟!واقعا که ...! آقاهه خجالت نمی کشه دست شو تا مچ کرده تو دماغش به طوری که داره مغز شو لمس میکنهولی مگه این آقاهه هم مغز داره؟!

مهم نیست اونو ولش کنید حالم به هم خوردیه کم جلوتر یه رنو سفید وایستاده که راننده اش یه پسر جوونه. آخی فکر کنم مخش تاب داره آخه عینک آفتابی زده در صورتی که الان شبه لابد فکر میکنه خیلی خوش تیپه اگه عینک شو بر داره از خوشگلی اش کم میشه!

حالا دیدید وقتی توی ترافیک گیر کردید چه همه سوژه خنده میتونید پیدا کنید

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 14:45 توسط نیلوفر| |

کی گفته ترافیک اعصاب خرد کنیه؟!

کی گفته ترافیک همیشه بده؟!

به نظرمن اصلا این طور نیست برای این که بهتون ثابت کنم امروز اومدم به یکی از مناطق شلوغ و پرترافیک شهرمون و منتظرم به یه توده ی ترافیکی.

ای بابا!همین یه دفعه که میخوام توی ترافیک گیر کنم خیابون خلوت شده ولی این خیابون حتما ترافیک داره مطمئن باشید رد خور نداره.

به به!یک توده ی ترافیکی عظیم در فاصله ۱۵۰ کیلومتری خودم میبینم.الان گازشو می گیرم که ایکی ثانیه ای برسم بهش.

اه چی شد؟!مثل این که پلیسه! داره علامت میده میگه نگه دار! مگه من چی کار کردم من خیلی معصوم و هم چنین مقرراتی هستم

من:سلام جناب پلیس چیزی شده؟ خطایی از من سر زده؟

پلیس:یعنی شما نمی دونید داشتید با سرعت ۱۸۰ تا گاز میدادید؟ نمی بینید اون جلو ترافیک شده؟!

 ـــ نگووووووووووجناب پلیس من داشتم گاز میدادم که زودتر به اون توده ی ترافیکی برسم

 پلیس زیرلب:((خدا شفاش بده!)) ـــ حالا گواهی نامه دارید؟

 ـــ بله بفرمایید

 ـــ این ماله چند قرن پیشه؟! احیانا مال جد تون نیست؟!

 ـــ نه جناب مال خودمه.تقریبا مال ۲۳ سال پیشه.مگه چیزی شده؟

 ـــ نه!!! فقط شما باید خیلی وقت پیش عوضش می کردید

 ـــ ای بابا اون زمان که من میخواستم گواهی نامه بگیرم شوماخر خودش اومد دو دستی گواهی نامه مو تقدیم کرد. دلم نمیاد عوضش کنم تازه کسی که از دست شوماخر گواهی نامه گرفته احتیاجی به تعویض اش نداره

 ـــ بله شما کاملا درست میگید.حالا من ماشین شما رو به پارکینگ منتقل می کنم تا بفهمید تعویض گواهی نامه لازمه یا نه! هم چنین این جا خیابونه نه پیست مسابقه!

 ـــ آقای پلیس خواهش می کنم منو عفو کنید. خب من باید از کجا شوماخر رو پیدا می کردم تا گواهی نامه مو تعویض کنه؟!

 ـــ احتیاجی به پیدا کردن شوماخر نبود شما میتونستید با مراجعه به پلیس+۱۰ گواهی نامه تونو تعویض کنید

 ـــ دیگه کارش نمیشه کرد هر کی خربزه eating کنه پای لرزش هم sitting کنه.

خب با عرض معذرت نتونستم از اون توده ی ترافیکی گزارش تهیه کنم ولی نگران نباشید به محض این که ماشین مو از پارکینگ تحویل بگیرم میام برای تهیه ی گزارش

فعلا بای

نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 10:26 توسط نیلوفر| |


Design By : Night Skin