نونوچه
~*چه خوش است پرواز بی پروا به اصل آفرینش*~
امروز وقتی که مدرسه تعطیل شد و از در مدرسه اومدم بیرون چشمم افتاد به ماشین دبیر عربی مون که بغل شو مالیده بود خیلی ناجور هم مالیده بود یه فکری به ذهنم رسید سریع یه تیکه کاغذ سفید و یه خودکار از توی کیفم در آوردم و روی کاغذ نوشتم:صافکار حرفه ای بعدش یه کم فکر کردم که چه شماره ای بنویسم زیرش یاد مامان جونم افتادم که هر وقت زنگ میزنم خونه اش کارگرش که لهجه ی خیلی ضایعی هم داره گوشی رو برمیداره دیدم بهترین گزینه خونه ی مامان جونمه خلاصه زیر صافکار حرفه ای گنده شماره ی مامان جونمو نوشتم بعدشم کاغذه رو گذاشتم زیر برف پاک کن و از اون جا دور شدم البته فکر نکنم معلم گرامی مون به اون شماره زنگ بزنه ولی اگه هم زنگ بزنه از لهجه ی زیبای کارگر مامان جونم فیض میبره p.n:به جون خواهرم نداشته ام این آموزش معلم آزاری نبود الهی آمین آمین یا رب العالمین
بعللللللللللللله در اولین روز شروع مدرسه ها گفتم بیام با یکی از بروبچز مصاحبه کنم و ببینم چه حسی داره: من:شلاااااااااااااااام چطولی؟ رفیق گرامی:اصلا خوب نیستم یعنی چی هنوز باد تابستون به سرمون نخورده باید بیایم مدرسه _دلت چه قدر برای مدرسه تنگ شده بود؟ _اصلا حتی بگو یه ذره شاید دلم برای دوستام تنگ شده بود اما مدرسه رو که میبینم حالم بهم میخوره _مدرسه رو چه قدر دوست داری بذار بهت گزینه بدم؟ 1-یه عالمه اندازه ی یه قابلمه 2-اندازه یه شیرجوش 3-اندازه یه قهوه جوش 4-اندازه یه قوری _هیچ کدوم. اصلا دوسش ندارم! _هندونه رو بیشتر دوست داری یا خربزه؟ _هندونه _خب الان که فصل هندونه داره تموم میشه؟ _خب بشه _تلویزیون رو بیشتر دوست داری یا کامپیوتر؟ _خر باحال تره یا الاغ؟ _با هم فرقی نمی کنن ولی خر روتین تره _تا حالا دیدی کسی کون بچه رو بکنه توی روغن داغ؟ _نه!! مگه یه همیچین چیزی هم هست؟!! _خواهر باحال تره یا داداش؟ _هر دوشون تحفه ان ولی داداش باحال تره _وبلاگم چه جوریه؟ باحاله؟! _خوبه اما بعضی از مطالبش طولانیه منم اصلا حوصله خوندن ندارم _نظرت راجب وبلاگ و وبلاگ نویسی چیه؟ _سرگرم کننده ست اما چت بهتره، رابطه راحت تره
عرفان ، عرفان میخونم با دلی شاد ** اینم کادوی جشن ات تولدت مبارک باد
دلت شاد و لبات خوش چون گل پرخنده باشی ** بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی
راستش اول من این شعره رو گفتم بعدش رضایا و 2afm اومدن از شعر من اقتباس کردن
تازه کلی شعر دیگه برای خانم همتی معلم تاریخ قلبی مون گفتم امسال معلم تاریخ مون عوض شده به جای همتی، شهیری اومده منم این شعرا رو برای همتی گفتم:
دلارو شکوندی ** برو حالشو ببر
با ما نموندی ** برو حالشو ببر
شهیری آوردی ** برو حالشو ببر
با ما نساختی ** برو حالشو ببر
***********************
همتی ای عشق ما
نرو بیا
نمی تونیم به خدا
نمی تونیم به خدا
***********************
دیدی اونم رفت
همتی تنهات گذاشت رفت
تو موندی و شهیری و نمره های گند پیش رو
***********************
این شعره رو با اقتباس از هنا کمرون گفتم:
hema hema ti
emsalo naro
hema hema ti
az pisham naro
sabr kon beravim
sabr kon beravim ma
dige dige koshti ma ro
hema hema ti

این دفعه حرف زیادی برای زدن ندارم فقط میخواستم بگم خدا نسل همه ی کسایی رو که باعث ویروسی شدن کامپیوتر های نازنین می شن رو از روی زمین برداره
کامپیوتر ما ویروسی شده بود واسه همین این مدت تشریف نداشتیم پدر اینجانب در اومد تا همه جاش درست شد خدا نصیب نکنه
این دفعه خیلی حس و حال آپ کردن نداشتم ولی گفتم بیام یه چیزی بنویسم شما بفهمید من هنوز زنده هستم
یه عکس میذارم اسم صاحبشو هم نمیگم شما خودتون بگید کیه هر کی درست حدس بزنه بهش یه آدامس خرسی جایزه میدم از اینایی که بوی خیلی خوبی میده![]()

![]()

_فرقی نداره مهم سرگرم شدنه


| Design By : Night Skin |
