تبليغاتX
نونوچه


نونوچه

~*چه خوش است پرواز بی پروا به اصل آفرینش*~

دار و دسته دایناسورها میلیون ها سال پیش می زیسته اند(درست زمانی که علی دایی باپسر کریم خان زند توی تیم ملی نونهالان بازی میکردند!)شواهد نشان می دهد که آن ها بسیار گنده بوده اند، حتی گنده تر از مردان آهنین! درضمن پوست بدنشان هم خیلی زبر بوده است.آن ها یک خصلت دیگه هم داشته اند و آن این بود که درست تربیت نشده بودند و به جای این که تف کنند، از دهانشان آتش رها می کردند.به خاطر همین ویژگی هایشان بود که کسی نمی توانست با آن ها دوست شود، چرا که هیچ کس نمی توانست آن ها را با ان جثه و هیکل بغل کند و با آن صورت های گداخته روبوسی کند!

ضمن این که آن ها موجوداتی بسیار جوگیر بودند وشب های 4شنبه سوری خیل عظیمی از مردم شهر را روانه بخش سوختگی بیمارستان ها می کردند! این ها باعث شده دایناسور ها از جامعه و شهر طرد شوند. آنها در یک اقدامی خود جوش در نواحی دورافتاده ای برای خودشان چادر زدند. سپس به خاطر مشکلات مسکن،گرانی،تورم و بیکاری و از همه مهم تر استاندارد نبودن سیستم آموزش و پرورش در یک اقدام بدیع دیگر تصمیم گرفتند دیگر اولاد دار نشوند این بود که نسل شان رو به انقراض رفت!

دایناسور ها برخلاف حیوانات دیگر داری ذوق هنری بالایی بودند.به طوری که در سال های اخیر در چند فیلم خارجی حضور داشته اند، هر چند جز خراب کاری و بهم ریختن شهر، کار دیگری انجام نداده اند، ولی این باعث نمی شود که بازی خوب آنها را نادیده گرفت.شاید اگر کمی رفتار مهربانانه تری نسبت به دایناسور ها داشتیم ، امروز میتوانستیم در صنایعی چون کباب پزی،آهن گری و جوشکاری (به خاطر آتشی بودن دایتاسور ها) و همچنین در رشته هایی چون تئاتر و منجوق دوزی(به خاطر هنرمند بودن دایناسور ها) از آن ها استفاده ای بهینه کنیم

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 14:56 توسط نیلوفر| |

شباهت ازدواج کردن و سربازي رفتن !!
آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...

آيا تا کنون با خود انديشيده ايد که به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟

چرا از قديم و نديم گفته اند که تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!

چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!

چرا۹/ ۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!

و چرا اکثر پسرهايي که قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشکلاتي مواجه مي شوند؟!

 هدف از طرح اين سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه مي باشد !

پاسخ تمام سوالات فوق در يک جمله خلاصه مي شود و آن اين است که ( خدمت سربازي يک دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )

بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انکار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است که از ديرباز ، در اکثر کشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲سال طعم زندگي مشترک را بچشند تا در ۱۰۰سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نکنند !

 و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :

 ۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد !  البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر  ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف :   دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !

 ۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !

 ۳-شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه !

 ۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام  تمام کارهاي شخصي اش  و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !

 ۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !

 ۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 15:59 توسط نیلوفر| |

 

راستش میخواستم این هفته هم معلم آزاری بذارم ولی چون خیلی اعتراض شده بود گفتم فعلا این هفته یه چیز دیگه بذارم البته این که دست اول نیست ولی اون معلم آزاری ها رو چون خودم نوشته بودم همه دست اول بودن

نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 8:23 توسط نیلوفر| |

خب بازم اومدم با آموزش معلم آزاری امیدوارم که ازجلسه قبلی خوشتون اومده باشه و مفید قرارگرفته باشه با اجازه تون درس امروزو شروع میکنم:

بعضی از معلما هر جلسه از بچه ها تست میگیرن وهمون جا تصحیح میکنن منم یه دونه از این معلما داشتم به اسم آقای (ک) اگه شماهم یه دونه از این معلما داشتید میتونید این روش رو پیاده کنید درس امروز رو به صورت یه خاطره میگم تا بهتر بفهمین

یه روز از روزهای خدا آقای (ک) با ما کلاس داشت به محض این که وارد کلاس شد چند تا پاسخنامه داد به یکی از بچه ها و گفت برو اینا رو بین بچه ها تقسیم کن این همکلاسی گرامی ما به همه ی بچه ها پاسخنامه داد وقتی که رسید به میز آخر یعنی میز من دیدم چند تا پاسخنامه اضافه آورده و همین جا بود که یه فکری به ذهنم رسید با کلی اصرار از این همکلاسی گرامی یه دونه پاسخنامه اضافی گرفتم وقتی که برگه ی سوال ها رو دادن شروع کردم به پر کردن پاسخنامه خودم وقتی پاسخنامه خودمو کامل کردم پاسخنامه ای رو که اضافی گرفته بودم برداشتم و جای نام و نام خانوادگی نوشتم ((قمبرعلی))بعد شروع کردم به پر کردن پاسخنامه ی قمبرعلی اما همه ی سوال ها رو به جز 3-4 تا غلط زدم

وقتی که آقای (ک)گفت وقت تمومه بیاید پاسخنامه هاتونو بدید من پا شدم وبرای این که معلوم نشه من 2 تا پاسخنامه داشتم به چند تا از بچه هایی که کنارم نشسته بودن گفتم:نمی خواد کلی زحمت بکشید برید تا پاسخنامه هاتونو بدید به معلم شما پاسخنامه هاتونو بدید به من خودم پاسخنامه هاتونو میدم. اونا هم پاسخنامه هاشونو دادن به من ورفتم پاسخنامه هاشونو دادم به معلم .آقای (ک) وقتی دید که من 5-6 تا پاسخنامه آوردم دیگه گیر نداد

خلاصه آقای (ک)شروع کرد به تصیح کردن پاسخنامه ها منم حواسم به آقای (ک) بود که ببینم وقتی برسه به پاسخنامه قمبرعلی چی کار میکنه. یه دفعه دیدم آقای (ک) چشاش گرد شد و گفت :این کیه که از 15 نمره شده 4؟!وقتی که نگاه کرد تا ببینه پاسخنامه مال کیه دید نوشته((قمبرعلی)) وقتی اینو دید قیافه اش یه جوری شد و گفت:قمبرعلی کیه؟! ولی هیچ کی جواب نداد آقای (ک) اعصابش خورد شد وگفت :یعنی چی منو مسخره کردید مگه من بچه ام؟!....

خلاصه اینم یه ترفند برای معلم آزاریه که من خودم تجربه اش کردم ونتیجه هم داده.گر چه آخرش من لو رفتم ولی شما مواظب باشید که لو نرید  البته شما اگه پسر هستید میتونید از اسم هایی مثل(فاطمه نسا) یا (بی بی جمیله) استفاده کنیداگرهم دختر هستید میتونید از اسم هایی مانند(چراغ علی) یا (دیوارعلی) استفاده کنید

بای تا جلسه بعد
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:27 توسط نیلوفر| |

آموزش معلم آزاری-جلسه اول

شلااااااااام تصمیم گرفتم یه مدت بهتون معلم آزاری یاد بدم و تجربیات خودمو در اختیار تون بذارم چون من خودم تو امر معلم آزاری استادم و از همون وقتی که کلاس اول بودم در این امر مهارت خاصی داشتم

حتما خیلی ها میگن:الان که تابستونه اموزش معلم آزاری به چه درد مون می خوره؟!

شما بالاخره که قراره که برید مدرسه پس لازم تون میشه

خب واسه ی جلسه اول یه روش ساده می ذارم که فقط در شرایط خاص به درد می خوره:

اگه معلم تون از فامیل های دور تون باشه این روش خیلی خوب و مفیده مثلا شما توی مراسم ترحیم عمه بزرگه ی مامان تون معلم تونو با دختر دم بخت اش می بینید به محض این که چشم تون به معلم تون افتاد از فاصله ی 100 متری فامیل معلم تونو با صدای بلند داد می زنید و با سرعت 100 کیلومتر در ساعت به طرفش حرکت می کنید و اونو در آغوش میگیرید مسلما در این لحظه همه ی نگاه ها به سمت معلم تون معطوف میشه و معلم تون از خجالت قرمز میشه ولی نمی تونه چیزی بگه

البته فقط به همین قناعت نکنید بلکه وقتی روز بعدش رفتید مدرسه و مثلا ساعت دوم با اون معلم کلاس داشتید اول که وارد کلاس شد با صدای خیلی بلند باهاش سلام و احوال پرسی گرمی بکنید بعد از این که حدود یه ربع از شروع کلاس گذشت و معلم تون شروع کرد به درس دادن  شما یه دفعه بپرید وسط حرفش و با صدای بلند بگید:ما دیروز شما رو توی مراسم ترحیم عمه ی مامان مون دیدیم . مسلما معلم تون طوری جواب میده که شما بی خیال قضیه بشید و بذارید درس شو بده اما شما نباید به این راحتی کوتاه بیاید و دوباره بعد از چند دقیقه با صدای بلند بگید:دختر تونو هم دیدیم . معلم تون در این جا مثل دفعه قبل عمل میکنه اما شما بازم بی خیال نمی شید و دو باره بعد از چند دقیقه میگید:دختر تون خیلی خوشگل بود . معلم تون بازم سعی میکنه شما رو بی خیال کنه اما شما بعد از چند دقیقه میگید:دختر تون دم بخت بود خیلی هم سنگین و با وقار بود . این دفعه دیگه معلم تون یه کم داغ میکنه اما جلوی خودشو میگیره بازم شما بعد از چند دقیقه بگید:ما یه برادر داریم که تقریبا هم سن دختر شماست  خیلی هم بچه ی خوبیه و هنوز عروسی نکرده . دختر شما عروسی کرده؟!

البته اگه برادر ندارید یا برادر تون از خودتون کوچیک تره میتونید بگید پسر خاله یا پسر عمو

این دفعه دیگه معلم تون حسابی داغ میکنه و شما رو با لگد از کلاس میندازه بیرون امیدوارم در بیرون از کلاس اوقات خوشی رو سپری کنید

فعلا بای تا جلسه بعد

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9:1 توسط نیلوفر| |


Design By : Night Skin