تبليغاتX
نونوچه

نونوچه

~*چه خوش است پرواز بی پروا به اصل آفرینش*~

این روزا هر کی بخواد کارخاصی انجام بده،خاص باشه وارد یه جنگ میشه جنگ با آدمایی که به عادی بودن عادت کردن، اونایی که از بقیه هم توقع دارن که عادی باشن تا واسشون زحمت درست نکنن. زندگی رودخونه ست و هر آدم یه ماهی که تو رودخونه ی زندگی رها شده. هر ماهی میتونه خودشو به دست رودخونه بسپاره و بذاره جریان آب مسیرشو مشخص کنه اما اونی که بخواد خودش مسیرشو مشخص کنه باید بجنگه،جنگ با جریان آب و پیروانش.

غم انگیزترین لحظه وقتیه که همه چی دست به دست هم بده تا مجبورت کنه جنگ رو رها کنی و بشی یه ماهی مثه بقیه ماهی ها،پیروء جریان آب و من تو دام این هم دستی افتادم. هنوز دارم مقاومت میکنم اما میترسم که کم بیارم، میترسم این جریان شدید آب قصر امید و آرزومو خراب کنه.

خدایا کمکم کن،به این ماهی کمک کن تا ادامه بده...

نوشته شده در جمعه ششم آبان 1390ساعت 9:56 توسط نیلوفر|


پی نوشت: با تشکر از همه دوستان که تو این مدت به وبلاگم سر زدن و کامنت دادن. راستشو بخواید من پست قبلی رو که گذاشتم با خودم گفتم عصر میام به دوستان خبر میدم که آپ کردم اما متاسفانه سرم اونقد شلوغ بود که وقت نکردم حتی یه بار هم به وبلاگم سر بزنم تا اینکه امروز اومدم و دیدم دوستان لطف کردن و کلی کامنت دادن. با تشکر از همگی

با اینکه این روزا خیلی وقتم پره اما بهترین روزای عمرمو میگذرونم، خدا بهم چیزایی هدیه کرده که قبلا فقط تو رویاهام میتونستم داشته باشم

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 14:21 توسط نیلوفر|

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 10:6 توسط نیلوفر|

تو عصر ما نوجوونا اکثر وقتشون رو در مدرسه میگذرونن جایی که علاوه بر آموزش قراره به پرورش اونا هم بپردازه و شاید خیلی از خونواده ها هم به این بهونه با ورود فرزندشون به مدرسه اهمیت کمتری به تربیت اونا میدن. ولی شما اثری از پرورش تو این نهاد می بینید؟!

یه کم دقت کنید، با خودتون فکر کنید که نوجوونای این زمونه چقدر در رفتار های اجتماعی شون مشکل دارن؟! چند درصدشون واقعا آمادگی ورود به اجتماع رو دارن؟! خیلی کم

و مشکل وقتی جدی تر میشه که روحیه گروه گرایی نوجوونا هم وارد قضیه میشه، گرایش افراد تو این سن به بودن در گروه باعث میشه که رفتار غلط یا اشتباه یکی از افراد گروه بر همه اعضا تاثیر بذاره. میدونید میزان اعتیاد و فحشا بین دانش آموزای دبیرستانی چقدر زیاد شده؟! اینا از چی ناشی شده؟ به نظر من قسمت عمده اش برمیگرده به پرورش ناکافی که باعث ضعف بلوغ اجتماعی میشه

و کی به این مسائل توجه میکنه؟ به این فکر کردید روزی میرسه که همین نوجوونا جامعه رو اداره کنن. اون روز دیگه واسه جبران این ضعف هایی که تو بلوغ اجتماعی این افراد بوده خیلی دیره ...و همچنان کسی به فکر نیس

نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 13:11 توسط نیلوفر|

مسابقات ربوکاپ آزاد ایران یا IranOpen معتبر ترین مسابقات رباتیک در ایرانه که از 18 کشور مختلف دنیا و بعضی از بهترین تیم های جهان هر ساله در این مسابقات شرکت میکنند. امسال این مسابقات از 18 تا 20 فروردین در نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شد. عصر روز 20 فروردین اختتامیه این مسابقات بود بو و علاوه بر 380 تا تیم شرکت کننده، مسئولین هم حضور داشتن. بعد از قرائت قرآن و برنامه هایی که برای آغاز مراسم اختتامیه تدارک دیده بودن، یادی کردن از مرحوم کارو لوکاس که پدر علم رباتیک ایران و بنیان گذار این مسابقات بود و همین امسال فوت کرد همچنین به رسم یادبود تندیسی به همسر ایشون هدیه دادن و بعد از اون از حضار خواستن که به احترام کارو لوکاس برای 1 دقیقه بیاستن و سکوت کنن. تو این 1 دقیقه من ساکت وایستاده بودم و از دیدن این صحنه تاسف میخوردم حتما می پرسید چه صحنه ای؟! سمت چپ ما شرکت کنندگان خارجی نشسته بودن و بقیه سالن مسئولین و شرکت کننده های ایرانی بودن، تو این 1 دقیقه تنها چیزی که از سمت چپم حس می کردم سکوت بود و چهره شرکت کنندگان خارجی که صاف و با احترام وایستاده بودن و کوچیک ترین صدایی ازشون نمیومد. در همین حال ایرانی ها... یکی یواشکی با بغل دستیش حرف میزد، اون یکی با گوشیش حرف میزد، یکی دیگه داشت عکس میگرفت و صدای فلش دوربینش شنیده می شد و چند نفر دیگه در حال خندیدن بودن

کارو لوکاس یک ایرانی بود! یک ایرانی مسیحی که بیشتر از 60 سال از عمرشو صرف کرد تا رباتیک ایران به اینجا برسه، تا همه اونایی که اون روز تو مراسم بودن بتونن اونجا باشن و در نهایت خیلی ساکت و دور از هیاهو مرد. همچین انسانی ارزش یک دقیقه سکوت رو نداره؟! اونقد محترم نیس که به خاطرش یک دقیقه دهنمون و ببندیم و از ته دل براش دعا کنیم؟!

از اون گذشته وقتی ما ایرانیها برای خودمون احترام قائل نیستیم از دیگران چه توقعی داریم؟! وقتی ما همچین رفتاری داریم چطور توقع داریم بقیه باور کنن که ما 2500 سال پیش از با فرهنگ ترین ملت ها بودیم؟! چطور توقع داریم که مردم بقیه کشورها قبول کنن که فیلم هایی مثه 300 همش دروغه؟!

نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 11:36 توسط نیلوفر|


آخرين مطالب
» ادامه بده...
» بدون شرح!!!!
» به این میگن ابتکار ایرونی!
» بهش میگن آموزش و پرورش!
» چه بر سر این ملت آمده!!؟؟
» امداد غیبی
» بازگشت پس از 1 سال و نیم
» ازدواج به شرط رسم و رسوم
» جالبه!
» طالع‌بینی کنکور!!

Design By : Pichak